تبليغاتX
لطيفه - جك

jooktop

جواد احمدي نسب

jooktop

http://jooktop.blogfa.com

لطيفه - جك

لطيفه - جك

لطيفه - جك

طراحي اين وبلاگ وظيفه اي بود بر گردن
ما تا سبد لبخند بر لبان پر طراوتتان
جاري شود.
با نظرات رنگينتان ما را در بهبود اين مجموعه ياري نماييد.
با تقدير و سپاس فراوان(جواد احمدي نسب)
جواد احمدی نسب

لطيفه - جك

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

لطيفه -  جك 
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

جواد احمدی نسب
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  فيلمهاي در حال اکران به خاطر کمبوذ بنزین..
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه هشتم تیر 1386

فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگاري قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بازي بنزين - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم! - ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين- سالهاي سهميه بندي

نوشته شده توسط جواد احمدي نسب ,

 
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه پنجم تیر 1386
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن (پره هاي هلي کوپتر!)

 

ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش

 

 

به تورکه می گن بچه کجایی . می گه بچه تهران ، می گن کجای تهران می شینی، میگه هر جا که خسته می شم

 

ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر  ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود

 

اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است

 

  1. شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد
  2. ارسالی توسط ایمان خسروی(تهران)
نوشته شده توسط جواد احمدي نسب ,

درباره وبلاگ
 
طراحي اين وبلاگ وظيفه اي بود بر گردن
ما تا سبد لبخند بر لبان پر طراوتتان
جاري شود.
با نظرات رنگينتان ما را در بهبود اين مجموعه ياري نماييد.
با تقدير و سپاس فراوان(جواد احمدي نسب)
 

 
لیست دوستان

مجتبی مظفری (پسر خاله)
عشقولانه
داستان هاي جالب
علي آرتين
فروشگاه برادران احمدي
ثبت يك وبلاگ براي خودتون
ارسار رايگان sms
ساخت ID
موتور جستجوگر
هيلدا جان
كد آهنگ براي وبلاگتان
havadar
كد هاي جاوا
تخصص موبايل
كد آهنگ جالب
عاشقان بخونند
اس ام اس رایگان
جالبه یه سر بزنین *****
دانلود نرم افزار روز دنیا ***
دانلود نرم افزار ##
تک شاپ
بلاگ پارس
همه چی&عالی برای وبلاگ
طراحی قالب ویلاگ
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com